//تاریخچه مختصر فیزیک ۱

تاریخچه مختصر فیزیک ۱

در حدود ۵۰۰۰ سال پیش جرقه های پیدایش علم پدیدار شد. ریاضیات از محاسبات ساده روزمره به صورت جمع و تفریق عددهای ساده به تدریج به صورت حساب و هندسه و معادلات ریاضی و بررسی شکل های هندسی خصوصاً مثلث قائم الزاویه درآمد. علت این تغییرات، دگرگونی شرایط زندگی انسان ها بود. در این سال ها بشر به فنون کشاورزی دست یافته بود و از حالت شکارگری و زندگی در غارها به کشاورزی و زندگی در کنار زمین های کشاورزی روی آورده بود. به همین سبب اهمیت زمین و خانه و همینطور اندازه گیری و محاسبات مربوط به محصولات کشاورزی افزایش یافته بود و بشر را وادار به گسترش فنون ریاضی کرده بود.
مصریان آموخته بودند که اگر مثلثی درست کنند که نسبت اضلاعش ۳، ۴، ۵ باشد بدین طریق زاویه بین دو ضلع که نسبت ۳، ۴ دارند قائمه خواهد بود و از این روش برای رسم زوایای ۹۰ درجه گوشه زمینهای کشاورزی و اهرام مصر استفاده می کردند.
با گسترش پیچیدگی های زندگی بشر در راه تسلط به طبیعت در راه دستیابی به زندگی راحت تر و خوراک بیشتر ، ریاضیات هم پیشرفت می کرد.

یکی دیگر از عوالی که موجب گسترش هندسه شد توجه بشر به ستارگان بود.با توجه به اینکه انسان ها شب ها دست از کار می کشیدند ، هنگام استراحت ستاره های آسمان و شکل هایی که می ساختند توجه و کنجکاوی آنها را برمی انگیخت . این خود مقدمه ای بر گسترش هندسه و محاسبات مربوط به آن بود.
جالب این که علم ستاره شناسی در مناطقی بیشتر پرورش یافت که بیشتر ایام سال آسمان صافی داشتند و به ستاره ها توجه کرد.
بعد ها از دل ریاضیات ، شاخه جدیدی بیرون آمد که بیشتر به ماهیت و رفتار اجسام مربوط می شد. این شاخه از علم با استفاده از آنچه در واقعیت اتفاق می افتاد ، سعی در توضیح پدیده ها ی اطراف بشر داشت و بیشتر غیر محاسباتی و فلسفی بود.
سر آمد این مرحله از علم ارسطو بود. وی پدیده های طیعت را ازطریق تفکر در آن ها بدون هیچگونه آزمایش و محاسبه ای بررسی می کرد و علت آن ها را از درون فکر خود و مقایسه با بقیه پدیده ها کشف می کرد.
به عنوان مثال او معتقد بود که هر آنچه سنگین تر است با سرعت بیشتری سقوط می کند. به همین دلیل اگر پر و سنگ را رها کنیم پر که سبک تر است آهسته تر پایین می آید.تا حدود ۱۰۰۰ سال نگرش ارسطویی بر توضیح پدیده ها حاکم بود و کلیسای قرون وسطی نیز هر کس که برخلاف آن سخنی بر زبان می آورد را کافر دانسته و مجازات می کرد.
بالاخره سر و کله مردی اندیشمند بنام گالیله پیدا شد. او اندیشه های مربوط به توضیح پدیده ها را آزمایش می کرد تا صحت آن ها را بیازمایید. گالیله دو گلوله کوچک سربی و چوبی را از بالای برج پیزا رها کرد و مشاهده شد که بر خلاف نظریه ارسطو با هم به زمین می رسند. او معتقد بود علت این که پر آهسته تر از سنگ سقوط می کند ، این است که مقاومت هوا بهتر می تواند جلوی سقوط پر را بگیرد.
با این ازمایش به او اتهام جادوگری زدند و نزدیک بود جانش را بر سر ای آزمایش از دست بدهد، گالیله خیلی زود توبه کرد و قول داد دیگر این کار را تکرار نکند. اما او در خفا به آزمایش های خود ادامه می داد. در یکی از آزمایش ها ، او گلوله ای را روی سطح شیبدار قرارداد و رها کرد تا پایین رود و در فواصل زمانی مساوی جا به جایی آن را بررسی می کرد. او در این باره نوشت که نسبت جا به جایی گلوله در زمان های مساوی مضربی از (۱، ۳، ۵، ، ۷ و ….) می باشد!
همچنین او با آزمایش نشان داد که اگر گلوله را با زاویه هایی که به یک اندازه با ۹۰درجه اختلاف دارند پرتاب کنیم ، برد گلوله در دو حالت یکسان خواهد بود!
بعد ها علت این آزمایشات با روابط فیزیکی معین شد.گالیله خود نمی دانست که با این کارها تاریخ بشریت را وارد مرحله جدیدی کرده است. بشر پس از آن آموخت که نظریه هایی را که از راه تفکر در ذهن خود می سازد، با آزمایش بسنجد و در صورتی که با آزمایش سازگار نبود در آن تجدید نظر کند و آن را اصلاح کند.
این رمز پیشرفت و دقیق شدن علم بود.
تا پیش از گالیله اقلیدس و هم فکرانش در یونان روابط بسیار پیچیده ریاضیات را کشف کرده بودند و فیلسوفانی چون سقراط و افلاطون و ارسطو به تشریح و توضیح پدیده ها از راه تفکر و تعمق در آن ها پرداخته بودند .
کاری که گالیله کرد ارتباط واقعیت و تفکر و دخالت اندازه گیری و آزمایش در توجیه پدیده ها بود. زمان او بود که کمیت های فیزیکی پایه گذاری شد و روابط بین آن ها پایه گذار علم جدیدی به نام فیزیک گردید.

توسط |۱۳۹۷/۱۲/۱۵ ۱۶:۵۳:۴۸اسفند ۱۵ام, ۱۳۹۷|علمی|بدون ديدگاه

ثبت ديدگاه